تبليغاتX
تراژدی - درد واره ها
درد واره ها چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 10:32

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا ؟...

 

 

پ.ن:دیروز یه روز خاص بود برای من، خیلی خوش گذشت...جای همتون خالی.

نوشته شده توسط رز  | لینک ثابت |